یک روز بدون
خنده ، روزی ست که به هدر رفته است...
قسمت مردم اگر شد یار پر مهر و وفا
سهم ما در این جهان شد یک زرنگ ناقلا
یار آنان گر صفا و مهربانی می کند
یار ما هم می دهد هی وعده ی پا در هوا
شانس آنان می گذارد دست در دست نگار
بخت ما هم می گذارد دستمان را در حنا
من غریقم توی دریای بزرگ از مشکلات
هست یارو در پلاژ ((کیش)) مشغول شنا
در زمان رأی او با من ((برادر )) بود لیک
بعد از آن شد آدمی کم حافظه نا آشنا
آن زمان وردش سلام گرم بود و ((چاکرم((!
حال ما ((چاکر)) شدیم و او ندارد اعتنا
بنده چیدم روی هم درد و بلا و غصه را
او به روی هم نهاده ارزها را لابه لا
زیر پایش هست هر روز یک مدل ماشین نو
زیر پای بنده اما کفش پاره آن هم تا به تا
دیپلمه بودیم هم مخلص هم آقای وزیر
حال وضع ما ببین مخلص کجا ایشان کجا؟
دیپلم هم توی آرشیو اداره کهنه شد
مال او 10 ماه بعدش خود به خود شد دکترا
عضو شورا را ببین از شهر ما شد انتخاب
حال نصف سال را در ((لندن)) است و ((وارنا((
ما جهانی گشته ایم و خود نمی دانیم چون
تا اروپا هم فلانی می رود با رأی ما
طنز پرداز:حمید آرش آزاد
|