تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




X
تبليغات
فال حافظ
آخرين خبر
بلاگفا از دسترس خارج شد
گروه مشاوران جوان (بهارستان و رباط کریم) - داستان کودک فقیر
گروه مشاوران جوان (بهارستان و رباط کریم)

پسر بچه فقیری وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست.

خدمتکار برای سفارش گرفتن به سراغش رفت. پسر پرسید:

بستنی شکلاتی چند است؟

خدمتکار گفت 50 سنت.پسرک پول خردهایش را شمرد بعد پرسید بستی معمولی چند است؟

خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پرشده بود و عده نیز بیرون کافی شاپ منتظر بودن با بی حوصلگی گفت :35 سنت

پسر گفت برای من بستنی معمولی بیاورید.

خدمتکار یک بستنی آورد و صورت حساب را به پسرک دادو رفت،پسر بستنی را تمام کرد صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوق پرداخت کرد و رفت..

هنگامی که خدمتکار برای تمیز کردن میز رفت گریه اش گرفت ،پسر بچه درروی میز در کنار بشقاب خالی 15سنت انعام گذاشته بود در صورتی که میتوانست بستنی شکلاتی بخرد.

شکسپیر زیبا میگوید:

بعضی بزرگ زاده می شوند،

برخی بزرگی را بدست می آورند،و بعضی بزرگی را بدون اینکه بخواهند با خود دارند...

 

 

http://uupload.ir/files/ussb_142606140533931.gif
تبلیغات
http://uupload.ir/files/f7yn_142606408091431.gif